بابا صفرى

178

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

فعلى را بوجود آورده است . ديوارهاى مسجد و قسمتهائى كه از گنبد آن باقى مانده از عظمت پيشين اين بناى باستانى حكايت مينمايد . در قديم كف شبستان اصلى خيلى پائينتر از كف خاكى فعلى بوده و گچ‌بريهاى زيبائى كه قسمتى از آنها در طرفين محراب ديده مىشود حكايت از آن دارد . بعدها با ريزش گنبد و نيز گرد و خاكى كه در طى قرون بر آن ريخته شده كف آن بالا آمده است و چون اين شبستان قرنها گنبد و سقف نداشته برف و باران كف آن را سفت و سخت نموده و رطوبت نيز ديوارهاى محكم و مرتفع مسجد را در معرض تهديد قرار داده است . سابقا در وسط شبستان چاه عميقى بود كه بزعم بعضى در قديم آب نيز داشته است يا بر قناتى باز ميشده است . از مدتها پيش كه ته آن پرشده و آب آن خشگ گشته بود ، آن را « چاه خبر » ميگفتند و محل كسب اطلاع از مسافر ميدانستند زيرا زنانى كه كسان آنها به سفر رفته و خبرى از آنها نداشتند بر كنار آن مىنشستند و سر خود را در چاه كرده مسافران خود را صدا ميزدند و با تعبيريكه بانعكاس صداى خويش ميدادند آن را خبرى از جانب آنها مىپنداشتند . « 1 » امروزه آن چاه به كلى پرشده است . دربارهء اين چاه گفتارهاى زيادى هست ولى ما چنين ميپنداريم كه بعد از فرو ريختن گنبدها براى آنكه آب برف و باران در داخل شبستان جمع نشود آن را احداث كرده‌اند ؛ بويژه آنكه در بيرون مسجد هم چاه آبى براى رفع نياز مردم بوده است . علت خرابى گنبد و تاريخ آن بدرستى معلوم نيست و گويا زلزله‌هاى شديد قرون گذشته موجب ويرانى آن گشته است . برخى از سالخوردگان هجومهاى تاريخى و يورشهاى وحشيانهء مهاجمين را هم در اين كار مؤثر ميدانند زيرا در آن حوادث تاريخى اين مسجد پناهگاه ساكنان خانه‌هاى اطراف بوده و دالانهائى كه در بدنهء ديوارهاى قطور آن وجود داشته با فضاى خالى بين دو گنبد ، محل پنهان شدن مردم در هجومهاى تاريخى مىگشته است . در محل ، بنقل از

--> ( 1 ) - بعضى از سالخوردگان ميگويند كه اگر مسافر سالم بود از چاه صدا ميآمد و الا صدائى شنيده نميشد .